بررسی کاربرد تاویل در دیوان قائمیات

عنوان: بررسی کاربرد تأویل دردیوان قائمیات

تأویل چیست؟

-مفهوم تأویل وریشه ی آن

تأویل در فرهنگ معین به معنی بازگردانیدن،تفسیر کردن،بیان کردن،شرح وبیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد.

واژه تأویل از ریشه "اول" در باب تفعیل است.در تأویل مقصود گوینده مهمتر از معنای ظاهر به معنایی دورتر اشاره دارد.ناصر خسرو در زاد المسافر تأویل را این گونه تعریف می کند:تأویل چیزی نیست مگر باز بردن معنی هر چیزی را به آن چیزی که اوّل آن بوده است.

- تأویل در قرآن

تأويل دو نوع كاربرد دارد

الف) تأويل در مقابل تنزيل.

ب) تأويل در مورد متشابه.

تأويل در لغت عرب به معنى مآل شىء و سرانجام آن است، گاهى تأويل در مقابل تنزيل به كار مى رود و گاهى در مورد متشابه استعمال مى شود، بنابراين بايد در دو مورد سخن بگوييم. هر يك از دو «تأويل» براى خود معنى خاصى دارد.

تأويل در مقابل تنزيل:

مفاهيم كلى كه در قرآن وارد شده بر دو نوعند، گاهى مصاديق روشن و گاهى مصاديق مخفى و پنهان دارند. تطبيق آيه بر مصاديق روشن «تنزيل» آن و تطبيق آن بر مصاديق مخفى و بالأخص مصاديقى كه در طول زمان پديد مى آيند و در زمان نزول وجود نداشته اند، «تأويل» آن است.

و به ديگر سخن: تطبيق مفهوم كلى آيه بر مصاديق موجود در زمان نزول آن، «تنزيل» و تطبيق آن بر مصاديقى كه به مرور زمان پديد مى آيند «تأويل» آن مى باشد.

مفسران قرن سوم و چهارم مانند: «طبرى» در تفسیر خود «جامع البیان» غالباً لفظ تأویل را به جاى تفسیر به كار مى برند، و به جاى تفسیر آیه، «تاویل» آیه مى گویند، و این نوع استعمال اشعار مى دارد، كه این دو لفظ نزد آنان از الفاظ مترادف بوده است در صورتى كه مفسران قرن هاى بعد، میان این دو لفظ فرق گذارده و هر كدام را در معناى ویژه اى به كار برده اند..

در هر حال خواه یك چنین تفصیل میان تفسیر و تأویل درست باشد یا نباشد قرن ها مفسران اسلامى روى این اساس بحث كرده و تفسیر آیه را غیر از تأویل آن دانسته اند، و تفسیر را به معنى پرده بردارى و آشكار ساختن معانى مفردات و جمله ها دانسته، در حالى كه تأویل را به باز گردانیدن آیه به معنى واقعى و مقصود نهایى آن گرفته اند.تأویل به معنای یک سیر هرمونتیکی و رمزی است،می تواند معنا را-همچون سفری عقلی و معنوی به منظور شناخت خدا ومخلوقش-به اصل و مبدأش برگرداند واین نه فقط معنای ریشه کلمه ی تأویل است بلکه همچنین بیانگر مقصود و هدف دینی ای است که این سیر باید برایش به کاربرده شود.




-اسماعیلیه وتأویل

یکی از مهم ترین مسائلی که اسماعیلیه به آن توجه ویژه ای داشته اند مبحث تأویل قرآن بوده است.در اندیشه ی شیعه،نقش معنوی فوق العاده مهم امام و توضیح و تفسیر معنای باطنی کلام منزل ،که به وسیله ی پیامبر آورده شده است تأویل خوانده می شود.چنانکه می دانیم اندیشه ی تأویل بر عقیده ی شیعه به وجود دو بعد ظاهر و باطن در همه ی کتب وتعالیم آسمانی تأکید می گذارد.باطن گرایی شیعی کامل ترین صورت تحول خویش را در مذهب اسماعیلیه پیدا کرد.غرض از تأویل باطنی ،که اسماعیلیه به طور گسترده از آن سود می جستند،این بود که از روی باطن چنان پرده برگرفته شود که حقیقت معنوی واقعی آن آشکار گردد.مقصود وهدف تأویل آن طور که در نوشته های اسماعیلی عنوان می شود،رسیدن به فهم "اولیه" کتاب مقدس است با عبور از معنای صوری و لفظی متن.البتّه نه اینکه معنای کلی قرائت صوری محدود شود یا اینکه اعتبارش کاملا نفی گردد،بلکه اذعان می شود که معنای نهایی و تمامیّت معنای هر متنی فقط با به کاربردن تأویل قابل درک است.تفکّر اسماعیلی در پی آن است که معنای دین و وحی را چنان توسعه دهد که در عین قبول آنچه محسوس وظاهر است،در ریشه ها نیز رسوخ کند تا راه به آنچه پنهان یا باطن است بیابد و آن را منکشف سازد.بیشتر دانشمندان و بزرگان اسماعیلیه از تأویل در آثار خویش استفاده کرده اند از جمله ناصر خسرو، حمید الدین کرمانی،قاض نعمان، ابو حاتم رازی ،ابو یعقوب سجستانی و....


2- دیوان قائمیات از چه کسی ومربوط به چه دوره ای است؟

-حسن محمود کاتب:

شغل-القاب-مذهب-نامها

از وی جز در محافل اسماعیلی هیچ گونه شناختی نسبت به او در کتب ادبی و تذکره ها دیده نمی شود فقط در کتاب زبده التواریخ کاشانی قصائدی از این شاعر ذکر شده است و همچنین در کتاب جامع التوارخ بخش اسماعیلیان رشید الدین فضل الله از تاریخ رییس حسن صلاح منشی اقتباس کرده است .و در تذکره هفت اقلیم احمد رازی نیز اشعاری از وی نقل شده است.وی از سرایندگان اسماعیلی مذهب سده ی هفتم هجری است.در مقدمه مصحح دیوان قائمیات این طور معرفی شده است:

حسن محمود کاتب ملقب به جلال الدین که گاه با نامهایی چون سیّدالدعات صلاح الدوله والدین منشی جهان مبدع النثر والنظم حسن محمود،حسن صلاح،حسن صلاح منشی ویا حسن صلاح بیرجندی از او یاد می شود.وی به شغل کتابت در دستگاه ناصرالدین محتشم اشتغال داشته است.از فحوی کلام قصاید دیوان آشکار است که سراینده ی آن مردی دانشمند،ادیبی توانا و مسلط بر همه ی فنون وصنایع ادبی بوده است.پختگی کلام شعر ،مضمون ومحتوی قصاید می رساند که وی سرآمد شاعران دوران خویش بوده است.استاد شفیعی کدکنی در مقدمه ی دیوان او را ردیف ناصر خسرو ونزاری قهستانی به شمار می آورد و اورا یکی از نمایندگان شعر نیمه ی اوّل قرن هفتم به حساب می آوردو می افزاید ارزش ادبی دیوان قائمیات در جایگاه خودش بسیار والاست ما از طریق این دیوان با مجموعه چشمگیری از مفردات ترکیبات وامثال آشنا می شویم که بی سابقه است یا در حدی است که می تواند شواهد نادر لغات و اصطلاحاتی را یافت تا فرهنگ نامه ها را تکمیل کرد وهیچ فرهنگ نویسی ازآن بی نیاز نیست.

-کتاب ها:

دیوان اشعار وی قائمیات نام دارد که به تازگی کشف و چاپ شده است. دیوان قائمیات هفت جلد بوده است که تنها دو جلد از آن باقی مانده است وبه دیوان کبیر قائمیات مشهور بوده است.این اثر در آن نکات تاریخی ، اجتماعی،سیاسی ومذهبی ارزشمندی به چشم می خورد.در سال 1390 در تهران توسط مرکز پژوهشی میراث مکتوب و با هکاری موسسه مطالعات اسماعیلی لندن که مصصح آن سید جلال حسینی بدخشانی وبا مقدمه مبسوط محمد رضا شفیعی کدکنی منتشر شده است.قصاید دیوان تا حدی شیوه ی تعلیمات دوره ی الموت را روشن واشاراتی به می کند که چطور مفهوم این تعلیمات را برای جماعت قابل فهم نماید.قصاید روابط اجتماعی جامعه ی اسماعیلی دوره ی الموت را روشن می سازد در برخی از اشعار بر ادب تأکید شده که شکل گیری ادب واخلاق انسانی را معین می سازد وادب را از نسب برتر شمرده است.برخی از قصائد نمایانگر آن است که شاعر یا شاعران قائمیات وظیفه ایی برای بالا بردن روحیه وروان رزم وپیکار فدائیان اسماعیلی داشته اند ودر برخی از قصائد نام فدائیان را ذکر میکند که چگونه در مبارزات خود موفّق شده اند وحاکمان الموت پاسخ زورگویان را به وسیله ی همین فدائیان می داده است. وی دارای رساله ای منثور به نام هفت باب است که به غلط به دلیل تشابه اسمی او با حسن صباح به هفت باب سیّدنا مشهور گردیده است و به تازگی توسط دکتر سید جلال حسینی بدخشانی به انگلیسی منتشر شده است.

وی همچنین دارای یک کتاب تاریخ بوده که سرنوشت آن نامعلوم است و فقط رشید الدین فضل الله در کتاب جامع التواریخ چند صفحه از تاریخ اسماعیلیه را که توسط حسن محمود کاتب نوشته شده بود را آورده است.

-دانشمندان هم عصر

ناصرالدین محتشم حکمران قهستان کسی است که خواجه نصیر اخلاق ناصری را برای وی نوشته و به احترام وی آن را اخلاق ناصری نام نهاده است.

واز دیگر دانشمندانی که حسن محمود از وی بهره برده و با وی یار و همکار در قلاع قهستان و الموت بوده است خواجه نصیر الدین طوسی بوده است.خواجه مدت سی سال در قلاع اسماعیلیه به سر برده است وبیشتر آثار خویش را در همان زمان تألیف کرده است.

به هنگام اقامت در الموت ومیمون دژ ، حسن به جمع آوری منشآت وامالی خواجه درباره ی مبانی اعتقادی اسماعیلیه پرداخته و مجموعه ای که خواجه آن را روضه ی تسلیم یا تصورات نامیده از نظر خواجه گذرانیده و به امضای وی منتشر کرده است دوستی نزدیک ودراز مدت حسن با خواجه و حضور او در مجالس درس وبحث باعث شده بود که حسن نکات مورد بحث بحث در روضه ی تسلیم ، سیر وسلوک،آغاز وانجام،تولّا وتبرّا و احتمالا پاره ای دیگر از رسائل خواجه در باره ی مذهب اسماعیلی را- که به مرور زمان از بین رفته اند –به نظم درآورد.

-تولد و وفات-محل تولد

حسن به احتمال زیاد در قزوین ویا حوالی آن زاده شده ودر عنفوان جوانی به مذهب اسماعیلیه گرویده ویا به تعبیر خودش قائمی شده است.تولد او در اواخر نیمه ی اول قرن ششم هجری روی داده باشد زیرا هنگام اشاره به ابلاغ دعوت قیامت به وسیله ی حسن علی ذکره السلام(وفات:561/1166) می گوید "و این همه بشارت ها در خداوند علی ذکره السلام بدیدیم". از آنجا که فعل دیدن در این عبارت به صیغه ی جمع ذکر شده می توان چنین حدس زد که نویسنده در اینجا استنادش به نگرشی عام است و احتمالا در آن زمان در سنین کودکی بوده است.ودر قصیده ی شماره ی 75 که به تصریح استاد مدرس رضوی می باید در سال 1191 م /587 روی داده باشد وبه احتمال زیاد شاعر می بایست در آن زمان بیست ساله بوده باشد.

از سال وفات شاعراطلاعی در دست نداریم

3- شاعر چه مفاهیمی را مورد تاویل قرار داده است؟


بهشت:

وی بهشت و جهنم را به معنای ظاهری آن نمی داند ،بهشت را شناخت وبندگی امام ویا دانایی می داند و جهنم را عدم شناخت امام و جهل می داند در قصیده شماره ی 80 از ابیات 2364 تا 2367 این گونه میفرماید:

هر که اورا بنده باشد رسته باشد از سقر  

وانکه او را منکر آید کافر است واهل نار

جهد کن در دار دنیا تا به دست آید تو را  

جنت الفردوس باقی در این دارالقرار

چون قیامت گشت ظاهر بایدت بشناختن  

هم بهشت ودوزخت آنجا از روی اعتبار

علمُ دانایی بهشت وجهلُ نادانی سقر   

شد بهشتُ هشت و دوزخ هفت باشد در شمار


درباب درب های دوزخ:

وی ضمن بر شمردن درب های دوزخ به توضیح هر کدام از درب ها می پردازد و می گوید از هر هر دری چه نوع حیوانی می آید و در آخر نتیجه میگیرد که صفات حیوانی در انسان اثر دارد وبعضی انسان ها همچون موش و گوسفند و خرس و...هستند.

هست از انواع حیوانات در مردم اثر  

چشم بگشا تا ببینی شان به هم اندر قطار

آن که دزد است همچو موش وآن حریصت خوک دان   

هر که ناحق می خورد چون شیر وگرگ نابکار


معرفت امام:

معرفت و شناخت امام را عین بهشت جاودانی می داند.

معرفت عین بهشت جاودانی آمده است  چون محبت یار او شد کار گردد چون نگار(2271)

چون امام وقت بشناختی رستی زغم  گرنداری هیچ دیگر دل در اندیشه مدار

ودر ابیاتی دیگرقصیده ی 8 ابیات 339-340 حتی رعایت احکام شریعت بدون شناخت امام را مفید نمی داند.

نماز و روزه و قرآن و شرع و دین بی تو   مفید نیست اگر چند هست مستوفا

تو را شناخت ندانند و بی شناس تو نیست   امید خیر نه در آخرت نه در دنیا

قیاس تنزیل با تأویل:

در مقایسه تنزیل و تأویل ،تنزیل را به شوره زاری تشبیه می کند که در عمق آن آب روان است.

قیاس ظاهر تنزیل با تأویل در عالم  چو شورابی ست کندر تحت او ماء معین باشد

شریعت چون یکی مادت که تنزیلش بود صورت   قیامت چون یکی خاتم که تأویلش نگین باشد(1387-1388)

امام:

وی امام را رکن اصلی عالم هستی و همه کاره ی عالم هستی و تمام جهان را به وجود او برپا می داند ومیگوید که امام دارای دووجه است یک وجه خلقی ویک وجه امری.

به شکل و صورتش مانند خلق از بهر آن آمد  که تا این عالم خلقی وجودی یافت مستوفا

وگرنه از ره معنی و عین راستی هست او  زهر صورت که عقل ما صفات آن کند بالا(202- 203)

آن قائم کلی که جهان را به حقیقت     فیض نظر او سبب کون و مکان است(872)

همو اول،همو آخر ،که بی او اول و آخر  نماند کلّ و جزو هر دو عالم یک نفس برجا

ودر جایی دیگر حتی کلمه ی امام را با الله یکی می داند و میگوید وقتی احکام شریعت به سر آید و دور قیامت میشود الفاظ به کنار می روند.

بلی کوس قیامت چون فرو کوبند در عالم     شکوه نور اشراق ظهورش در زمین باشد

امام و قائم و الله کاندر لفظ می گویی     در اکوان شریعت هر سه را نام اینچنین باشد

ولیکن در قیامت گر سه گویی هر یکی آنجا  به حکم راستی این یک همان آن یک همین باشد

دنیا و عقبی:

وی می گوید که دنیا زمین و آسمان نمی باشد و دنیا در مقابل آخرت همچون طفل در مقابل مرد بالغ است.

تو گر پرسی که دنیا چیست و آنگه در جواب تو  کسی گوید زمین و آسمان است آن مکن باور

وجود دنیی وعقبی زراه بینش ودانش  چو طفل ومرد بالغ دان ونیک این باب رابنگر

وجود طفل آن باشد که چون صورت درآئینه ببیند داند آن کو هست عکس آدمی پیکر

تو تا در حالتی باشی که در وی باز نشناسی کمال از نقص وصدق از کذب و علم از جهل و خیر از شر

تو گر در حالتی باشی که اندر وی به چشم دل  ببینی کل اشیا را کماهی صادر از مصدر

تویی در عالم عقبی مقیم ذروه ی اعلی  وگر خود همچنان باشی نشسته سال و ماه ایدر

قبله:

او امام را قبله ی مومنان و ارباب عقل می داند

قائم اعظم که از راه رضا ورحمتش اهل ایمان را بهشت جاودان آورده اند

قبله ی ارباب عقل از کبریای انس وجان  رخ سوی محراب رأیش انس وجان آورده اند

نتیجه:

اگر دیوان قائمیات را از دید مفاهیم و مصطلحات رایج در متون ادب صوفیه مورد نظر قرار دهیم می بینیم که گاه یک شعر دیوان قائمیات تمام ویژگی های دیگر شعر عرفانی را داراست وباید مرزی بین شعر عرفانی و اسماعیلی قائل شویم شعر عرفانی قرن ششم وهفتم بر محور پیر حرکت می کند و مخاطبانش اصحاب خانقاه اند ودر جهت هدف ارباب خانقاه که زهد و اعراض از متاع دنیاست سخن می گوید و"پیر" هر کسی است که از دست پیر دیگری"خرقه" گرفته باشد وبه همین دلیل می توان در یک شهر ودر یک زمان به چندین پیر ارادت ورزید وبیعت کرد ،امّامحور شعر اسماعیلی "امام" است و امام ، کسی است که در تمام روی زمین یک نفر بیشتر نیست واز منظر مخاطبان نیز شعر اسماعیلی در مرحله ی نخست ،"جماعت" پیرو دعوت اسماعیلی را در نظر دارد.

در شعر عرفانی ترک دنیا و پرهیز از هرگونه اقدام سیاسی است، حال آنکه شعر اسماعیلی ضمن دعوت به امام وقت جماعت را به استفاده از مواهب دنیا فرا می خواند.

مثلث شریعت و طریقت و حقیقت تصوف در کنار مثلث شریعت و طریقت و "قیامت" مذهب اسماعیلی دعوت الموت ، چنان به هم نزدیک می شود که گاه مرزی علمی میان آن وجود ندارد.در دور قیامت ، تأویل بالاترین قلّه خودرا می پیماید واگر فراخی میدان تأویل ، درین دوره به این حدّ از گسترش نرسیده بود ، شاید امکان عرضه کردن اندیشه ی ظهور دور قیامت، از نظر تاریخی و اجتماعی ، امری محال بود.گرایش به تأویل که از آغاز دعوت اسماعیلی ، محور اصلی آموزش بود درین لحظه ی تاریخی به نقطه ی جوش خود رسید.وبا پر پایی قیامت این نکته را به اسماعیلیان گوش زد کردند که امام محور وجود همه چیز است .در این تحقیق تعداد کمی از ابیات که تاویل مفاهیم اعتقادی اسماعیلیه را شاعر بیان کرده بود به آن پرداخته شد که بررسی همه ی ابیات کاری بزرگ و خارج از تخصص و دانش اندک نگارنده می باشد و ان شالله دانش پژوهانی این مهم را انجام خواهند داد.

چکیده:

یکی از مهم ترین مسایلی که اسماعیلیه به آن توجه ویژه ای داشته اند مبحث تاویل قرآن بوده است.دیوان قائمیات که بیشتر اشعار آن سروده ی حسن محمود کاتب از سرایندگان اسماعیلی مذهب سده ی هفتم مربوط به روزگار نزاریان الموت است.وی در دیوان خویش از تأویل بهره جسته و بسیاری از مفاهیم اعتقادی اسماعیلیه را مورد تأویل قرار داده است وما در این تحقیق بر آنیم با استفاده از روش توصیفی ومنابع کتابخانه ای به بررسی مفهوم تأویل در دیوان قائمیات بپردازیم.

مقدمه:

اسماعیلیه گروهی از شیعیان هستند که معتقدند بعد از امام جعفر صادق (ع) حضرت اسماعیل (ع) فرزند ارشد ایشان امام می باشد.اسماعیلیه حقایق نهفته در قرآن و احادیث و راه رسیدن به باطن را از طریق تأویل می دانستند و آن ها برای هر ظاهری معنایی باطنی قائل بودند.در این تحقیق یکی از آثار گرانبهای دوران الموت را مورد بررسی قرار خواهیم داد .از آن جا که در جهان معاصر مسأله تأویل در متون مقدس به شکلی جدی مطرح شده است ویکی از شاخه های نقد ادبی با عنوان نقد هرمونتیک هم تأویل گراست ضرورت دارد تا تأویل مد نظر حسن محمود کاتب شاعر و نویسنده اسماعیلی نزاری دوران الموت را بشناسیم.در مورد تأویل در دیوان قائمیات تاکنون پژوهشی اختصاصی به جز درمقدمه تحلیلی دیوان قائمیات به صورت موجز به این موضوع پرداخته شده انجام نشده است.

جایگاه تاویل در دیوان قائمیات ،سروده ی حسن محمود کاتب از داعیان و نویسندگان اسماعیلی دوره ی الموت،دارای بالاترین مرتبه است.در این اثر گرانبها به مفهوم وچیستی تاویل پرداخته می شودبه گونه ای که نویسنده برای بیان مفاهیم اعتقادی خویش از آن استفاده کرده است و این نشان دهنده ی چند لایگی اشعار می باشد . بنابراین در این تحقیق به سه سوال اصلی پاسخ داده خواهد شد:

1:تاویل چیست؟

2:دیوان قائمیات اثر چه کسی و مربوط به چه دوره ای است؟

3:شاعر چه مفاهیمی رادر دیوان قائمیات مورد تاویل قرار داده است؟

منابع و مآخذ:

اسد پور رضا،فصلنامه تخصصی خدانامه،سال اول شماره اول پاییز 91،خطبه البیان به روایت هفت باب سیدنا وتاثیر آن بر امام شناسی اسماعیلیه

بجنوردی سید محمد کاظم،دایره المعارف بزرگ اسلامی،جلد اول،تهران ،مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی،1367

بررسی تاویل در اشعار ناصر خسرو-سامانه مدیریت نشریات دانشگاه اصفهان،مقاله3،دوره8،شماره 3-پیاپی پاییز 95


جوینی عطاملک،تاریخ جهانگشای جوینی،تصحیح محمد قزوینی،تهران،نگاه،1391

حسن محمود کاتب،دیوان قائمیات ،تصحیح ومقدمه ی انگلیسی سید جلال حسینی بدخشانی،مقدمه محمد رضا شفیعی کدکنی،تهران ،مرکز پژوهشی میراث مکتوب ،موسسه مطالعات اسماعیلی،1390

حسن محمود کاتب،هفت باب سیدنا،گردآورنده ایوانف،بمبئی ،1352

خواجه نصیر الدین طوسی،روضه ی تسلیم(تصوّرات)،تصحیح وپیبشگفتار سید جلال حسینی بدخشانی،مقدمه هرمان لندولت،تهران،مراث مکتوب،موسسه مطالعات اسماعیلی،1393

دهخدا علی اکبر،لغت نامه الکترونیکی،تأویل

دفتری فرهاد،تاریخ وعقاید اسماعیلیه،ترجمه ی فریدون بدره ای،تهران 1375

رشید الدین فضل الله ،جامع التواریخ(تاریخ اسماعیلیان)،تهران،میراث مکتوب،1387

رازی امین احمد،تذکره هفت اقلیم،جواد فاضل،تهران ،1340

روحانی رضا،قرآن وتأویل از دیدگاه ناصر خسرو،فصل نامه دانشکده الهیات و معارف مشهد 1381

طباطبایی محمد حسین،تفسیر المیزان،موسوی محمد باقر مترجم،قم 1378

فرقانی محمد فاروق،تاریخ اسماعیلیان قهستان،انجمن آثار ومفاخر فرهنگی چاپ اول1381

فرخ محمود،مجله یغما-قصیده ی تاریخی شمارهٔ ۱۱ سال ۱۳۳۷ صفحات ۱۱۳ تا ۱۱۵ در بارهٔ حسن محمود کاتب

کاشانی ابوالقاسم،زبده التواریخ ،دانش پژوه محمد تقی،تهران،موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ،1366

نانجی عظیم،تاریخ فلسفه اسلامی جلد یک،سید حسین نصر ،الیورمن،ترجمه زیر نظر جمعی از مترجمین،تهران،موسسه انتشارات حکمت،چاپ سوم 1389

ناصر خسرو،زادالمسافر،تصحیح وتحقیق سیّد محمّد عمادی حائری،تهران،مرکز پژوهشی میراث مکتوب و موسسه مطالعات اسماعیلی،1393

ناصر خسرو،وجه دین،تهران،اساطیر،1384

محمدی محمد علی،دیدگاه ناصر خسرو در باب تأویل ،پایگاه تخصصی مجلات نور-نور مگز،مجله:ایران شناخت،تابستان 1377 شماره ی 9

یاحقی،محمد جعفر،غنیمتی باز یافته از ادبیات اسماعیلی،مجله پاژ،بهار 1391-شماره 9











/ 0 نظر / 23 بازدید