بیم و امیدِ فردوسی در دیباچه داستانِ بیژن و منیژه :بیم از سیاهیِ عبّاسیان ونورانیّتِ اسماعیلیان

چکیده :فردوسی در دیباچهی داستانِ بیژن و منیژه، از شبی سیاه سخن به میان میآوَرَد و پیوسته این تیرگی را با مشبّه بههایی چون: شَبَه، قیر، فرشِ سیاهرنگ، پَرِ زاغ، زنگارِ گرد، پوالدِ زنگ یاه مارِ س زده، اهریمن و به تصویر میکشد. شاعر در همان بیتِ نخست از ناآشکارگیِ بهرام و کَیوان و تیر سخن میگوید و در پی، ماه را در ریختِ هاللیاش وصف میکند. میتوان چنین پنداشت کـه تیرگیِ مطلق، نشانِ چیرگیِ خلیفگانِ عرب و دستنشاندههایِ تُرکِ آنها است. ناپیداییِ بهرام )نشانِ جنگاوری/آهنگری، ستوربانی، داروگری(، کَیوان )نشانِ کشاورزی و آبادکردنِ زمینها و چشمهها( و تیر )نشانِ فلسفه، علم و بالغت و قلم(، نشانی است بر از میانرفتنِ طبقاتِ اجتماعیِ ایران )ارتیشتاران، آزادان و دبیران( وهلال ماه با نوری خُرد، نشان ی ادهنده مید برایِ استقاللِ ایران است در پرتوِ حکومتِ اسماعیلیان و آلِ بویه و شکوفاییِ علمی در دورانِ فردوسی. واژه های کلیدی : تیرگی، ماهِ هلالی شکل، بهرام و کَیوان و تیر.

میدرضا اردستانی رستمی - پرتال جامع علوم انسانی

  1. ensani.ir/fa/article/author/129754

Translate this page

بیم و امیدِ فردوسی در دیباچه ی داستانِ بیژن و منیژه (بیم از سیاهیِ عبّاسیان و امید به نورانیّتِ اسماعیلیان). نویسنده: .... نویسنده: حمیدرضا اردستانی

/ 0 نظر / 17 بازدید