شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان: یک چارچوب اخلاقی

فهرست مطالب
دستورِ کارِ شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان
دین و دنیا
ارشاد امام
بنیان‌های اخلاقی مؤسسات شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان
اخلاق شمول‌گرا
اخلاق آموزش و پژوهش
پیامبر(ص) و حضرت علی(ع)
دانشمندان نخستین مسلمان
روحیه‌ی پرسش‌گری
اخلاق شفقت و مشارکت
اخلاق خود اتّکایی
اخلاق حرمت نهادن به حیات و مراقبت‌های بهداشتی
اخلاق سلامت روان
اخلاق محیط پایدار: فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی
اخلاق حکومت


دستورِ کار شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان

شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان تلاشی است امروزین از سوی امامت اسماعیلی برای تحقق بخشیدن به وجدان اجتماعی اسلام از طریق عمل مؤسساتی. این شبکه، تحت یک لوای منسجم واحد، مؤسسات و برنامه‌هایی را گرد هم می‌آورد که دستور کار تلفیقی آن‌ها کمک کردن به رهانیدن جامعه از جهل، بیماری و محرومیت است بدون اعتنا به اعتقاد دینی یا خاستگاه ملی مردمی که به آن‌ها خدمت می‌کنند. در جامعه‌هایی که مسلمانان حضوری چشمگیر دارند، دستور کار شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان گسترش یافته و تلاش‌هایی را در بر می‌گیرد تا فهم میراث غنی و متنوع فرهنگی را احیا کرده و عمق بخشد زیرا کیفیت زندگی به دقیق‌ترین معنا، ورای نفسِ رفاه فیزیکی است. مناطق اصلی مورد توجه مناطق بسیار فقیر آسیا و آفریقا هستند. مؤسسات شبکه‌ نیروی راننده‌ی خود را از اخلاق اسلام اخذ می‌کنند که میان دو عرصه‌ی دین و دنیا پل می‌زند. محور تکیه‌ی آرمان اخلاقی اسلام این است که هر فردی قادر باشد حق مقام رفیع خویش را به منزله‌ی خلیفة الله بر روی زمین ادا کند زیرا که خداوند از روح خویش در او دمیده است و هر چه را که در آسمان و زمین است نزد او به ودیعت نهاده و برای جست‌وجوی او قرار داده است.


دین و دنیا

قدر و ارزش فرجامین هر فرد بسته به این است که چگونه در برابر نعمت‌های الهی واکنش نشان دهد. دین رابطه‌ی معنوی تسلیم اختیاری یک مخلوق صاحب خرد و استدلال در برابر پرودگارِ اوست که او را آفریده است، از او پشتیبانی می‌کند و او را هدایت می‌کند. برای آن‌ها که حقیقتاً اهل تمیز هستند، زندگی خاکیِ دنیا، به همان اندازه که پلی برای زندگی آخرت و مقدمه و تمهیدی برای آن است، نعمتی نیز به شمار می‌رود که باید آن را قدر دانست. جز این اگر باشد، زندگی دنیا وسوسه‌ای است که آدمی را از خدمت و طاعت خداوند که هدف راستین زندگی است باز می‌دارد. خدمت خداوند تنها به عبادت نیست، بلکه در خدمت به خلق و ادا کردن وظیفه‌ی اعتماد به سایر آفریدگان نیز هست. پارسایی، چنان‌که قرآن می‌گوید، تنها در ادای تکالیف دینی نیست. بدون مسئولیت اجتماعی، دین‌ورزی نمایشی از فریب است. در نتیجه، اسلام هم دین است و هم دنیا، هم ماده و هم معنا و این دو از هم متمایزند ولی با یکدگر پیوند دارند و نباید هیچ کدام را از دست فرو هِشت.

ارشادِ امام

چالش اختیار چالشی اخلاقی و فردی است، اما در یک بستر اجتماعی معنا می‌یابد. چون به همان اندازه که اخلاقیات شخصی از اهم ضروریات دین است، اسلام نظامی اجتماعی را نیز مد نظر دارد که در آن از هر فرد انتظار می‌رود که رفتار اخلاقاً عادلانه در قبال دیگران داشته باشد. کارکردِ اخلاق پشتیبانی از به فعلیت رساندن قابلیت‌های آدمی از طریق ایثار و از خودگذشتگی در راه خیر و برای شکر نعمت کریمانه‌ی خداوند است.



اسلام، با قرار دادن ارزش‌های اجتماعی در دلِ اصل مسئولیت اخلاقی انسان در برابر خدا، به مفهوم نظام عمومی و اجتماعی معنای بلندتری می‌بخشد. میراث ماندگار حضرت محمد غرقه گشتن زندگی پیش پا افتاده‌ی روزمره در مفهوم معنویت است. این الگو و اسوه‌ی نبوی برای همه‌ی مسلمانان در هر عصری سرمشقی به شمار می‌آید. در اسلام شیعی، هر امامی از ذریه‌ی پیامبر، به عنوان میراث‌دار ولایت او، وظیفه دارد که در پی تحقق بخشیدن به آن چهارچوب از طریق نظامی مؤسساتی و.اجتماعی باشد که متناسب با شرایط زمان مکان است. در دنیایی سیال و روان، امام راهبر برقراری توازن میان امور معنوی و مادی در بستر هماهنگ اخلاق دین است که او ولایت‌اش را بر عهده دارد.

بنیان‌های اخلاقی مؤسسات شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان

از منظر مفهومی، شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان، جویای آرمان عمل اجتماعی و راهبرد ارتباطی است تا بینش اجتماعی اسلام را محقق کند. اگرچه محصول عمل شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان عمل‌گرایانه است، اما انگیزه‌ی آن معنوی است و اخلاقی جهان‌شمول است که هدف آن بیرون کشیدن گوهر شریفی است که در هر مرد و زنی هست. ویژگی‌های همیشگی تعریف کننده‌ی این اخلاق، آگاهی‌بخش اصول و فلسفه‌های مؤسسات شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان هستند: تمرکز جمعی آن‌ها بر حرمت نهادن به عزت و کرامت انسانی و راحتی و آرامش بشریت؛ شمول و گسترش دستور کار آن‌ها ورای مرزهای عقیدتی، خط‌کشی‌های رنگ، نژاد و ملیت؛ تلاش تلفیقی آن‌ها برای قوی ساخان افراد، از مرد و زن، تا بتوانند به خود متکی باشند و به آن‌ها که ضعیف‌تر از خودشان هستند یاری کنند؛ سیاستِ آن‌ها برای پروراندن و مهار ساخت فرهنگ بشردوستی و در اختیار نهادن داوطلبانه‌ی وقت و استعدادشان؛ شفافیت مدیریت‌شان بر اساس ارزش‌های اعتماد، صداقت، برابری و پاسخگویی؛ و هدف کلی آن‌ها برای پدید آوردن یا سهیم شدن در تلاش‌های دیگری که در پی ایجادِ یک روحیه‌ی برادرانه از نورانیت، صلح، «مدارای با سعه‌ی صدر»، کمک متقابل و تفاهم هستند.

ویژگی‌های همیشگی آرمان اخلاقی اسلام که آگاهی‌بخش دستور کار شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان هستند، کدام‌اند؟
اخلاق شمول‌گرا

اسلام بینشی شمول‌گرا از جامعه دارد. آن بارقه‌ی الهی که فردیت را به هر شخص می‌دهد، افراد را در یک بشریت مشترک نیز به هم پیوند داده است. قرآن می‌گوید که «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» [هان اى مردم همانا ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدهایم و شما را به هیأت اقوام و قبایلى درآوردهایم تا با یکدیگر انس و آشنایى یابید]. قرآن پیروان تمام ادیان را فرا می‌خواند که در راه خیر با هم رقابت کنند. پیامبر در پی این بود که تفاوت‌ها و استعدادهای فردی و گروهی را مهار کند تا همه در خدمت نیازهای مشترک گروه‌های مختلف دینی باشند. و او در میان‌شان مشوق روحیه‌ی سازگاری و مدارا به منزله‌ی مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی جامعه‌ای بزرگتر در زمان خودش بود.

اخلاق آموزش و پژوهش

پیامبر(ص) و حضرت علی(ع)

کلید ماهیت جامعه‌ای که اسلام از آن حمایت می‌کند، ذهنی روشن است که در آن تشبیه قرآنی آفرینش به صورت نمادین آمده است و نفسِ آدمی را موضوع جست‌وجویی عقلانی می‌سازد. نخستین آیات وحی شده به پیامبر امر به خواندن می‌کنند. آن‌ها که مؤمن‌اند و حکمت دارند، جایگاهی بلند دارند. آن‌ها که می‌دانند با آن‌ها که نمی‌دانند برابر نیستند. دعای «رب زدنی علما» دعایی مشهور است که برای همه‌ی مؤمنان اعم از زن و مرد صادق صادق است. از پیامبر روایت شده است که دانش، باعث شرف است. مهم نیست منبع‌اش کجا باشد. دانش حتی اگر در دوردست‌ها در چین هم باشد، ارزش‌مند است و بر هر زن و مرد مسلمانی فریضه است. از حضرت علی، نخستین امام شیعیان نیز روایت شده است که «دانش بزرگترین زیور آدمی است» و «علم ثروتی است که خود را نگاه می‌دارد» و «به آدمی قدرت در دست گرفتن سرنوشت خود را می‌دهد». ناصر خسرو، شاعر و فیلسوف ایرانی قرن یازدهم میلادی نیز گفته است:

از علم سپر کن که بر حوادث

از علم قوی‌تر سپر نباشد

هر کو سپر علم پیش گیرد

از زخم جهانش ضرر نباشد

اما آن‌که صاحب دانش و حکمت است، تکلیف سنگین‌تری هم برای نشرِ آن دارد. پیامبر دانشی را که از دیگران دریغ شود، چون حلقه‌ای از آتش بر گردن آدمی می‌داند. حضرت علی گفته است: «آن کس که دانش را زنده می‌دارد، نمی‌میرد.»

دانشمندان نخستین مسلمان
آموزه‌های اسلام برای مردمی که آزادی معنوی و روحانی یافته‌ بودند، انگیزه‌ای بسیار قوی بود. آموزه‌های اسلام آن‌ها را به ماجراجویی در قلمروهای معنوی و عقلانی بر می‌انگیخت. نمادهایی از این جست‌وجوها را می‌توان در دانشگاه‌های الازهر و در العلم در قاهره‌ی اسماعیلیان فاطمی و در همتایان با شکوه‌شان در بغداد، قرطبه، بخارا، سمرقند و سایر مراکز مسلمان دید. الکندی، یک فیلسوف قرن نهم میلادی که محققی در فلسفه‌ی یونان بود، با تأمل در روحیه‌ی فرهنگی که طلب دانش را قدر می‌نهاد، از پذیرفتن و اذعان به حقیقت از هیچ مأخذی شرمی نداشت. او جایی نوشته است که حقیقت هرگز آدمی را به خواری نمی‌کشاند. حقیقت تنها باعث بالا رفتن جوینده‌اش می‌شود. در نتیجه، علوم در قلمروهای مختلف رونق یافتند: در ریاضیات، ستاره‌شناسی، گیاه‌شناسی، پزشکی، نورشناسی، داروشناسی، جانورشناسی و جغرافی. جورج سارتون، در کتاب «تاریخ علم» از سال ۷۵۰ میلادی به بعد تا شش قرن بعد از آن برتری بلاانقطاع مسلمانان را در جهان علم و دانش دنبال کرده است..

روحیه‌ی پرسش‌گری

پژوهش علمی تکلیفی شایسته تلقی می‌شد. پژوهندگی پاسخ مؤمنان به فراخوان مصرانه‌ی قرآن به تأمل در آفرینش برای فهم عظمت خدا بود. این رویکرد یاریگر پرورش رویکردی باز و در عین حال پرسش‌گر در ذهن و اندیشه بود. حکمای باستان مورد احترام بودند اما میراث آن‌ها منتقدانه سنجش و ارزیابی می‌شد. رازی (و. ۹۲۵ م.)، فیلسوف و دانشمند پزشکی، اگرچه جالینوس را می‌ستود، نوشته است: «اما تمام این احترام نباید هرگز مرا از شک بردن به خطاهای نظریه‌های او باز بدارد.» ابن هیثم (الهازن)، بیرونی و ابن سینا، با به چالش گرفتن دیدگاه اقلیدس و بطلمیوس که می‌گفتند از چشم اشعه‌ای می‌تابد و به اشیاء می‌خورد تا دیدن را میسر سازد، بنیان‌های نورشناسی مدرن را پایه‌ریزی کردند.



پژوهش راهی برای رشد عقلانی تلقی می‌شد. پژوهش وظیفه‌ای اخلاقی بود چون خرد انسانی هدیه و نعمتی الهی است که باید شکرگزار آن بود و آن را پرورش داد. در یک حدیث متواتر نبوی آمده است که: «هر آن‌چه را به حکمتِ‌ شما می‌افزاید بپذیرید و کاری به مأخذ آن نداشته باشید». این نیز از سخنان حضرت علی است که: «حکمت عقل را محافظت می‌کند و گرایش طبیعی عقل آموختن از تجربه است.» فقها و عارفان از روزگار قرون میانه گرفته تا قرن بیستم، از غزالی، ابن خلکان و سنایی گرفته تا شیخ شلتوت و محمد اقبال، همواره این تکلیف پایان‌ناپذیر ذهن آدمی را برای به پیش راندن منظرها و افق‌های فکری‌اش در به چنگ‌ آوردن بارقه‌هایی از آفرینش مستمر و بی‌عیب و نقص ادامه داده‌اند.

اخلاق شفقت و مشارکت

یک جامعه‌ی حقیقتاً روشن‌اندیش بر مراقبت از ضعفا و مقاومت در برابر وسوسه‌های ثروت و قدرت پای می‌فشارد. سنت‌های مکتوب دینی ثروت را نعمتی می‌داند و تولید صادقانه‌ی آن را وظیفه‌ی هر فرد می‌شمارد زیرا ثروت می‌تواند یاری‌رسان رفاهِ جامعه باشد. «فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ الَّلهِ وَاذْکُرُوا الَّلهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (۶۲:۱۰) [سپس چون نماز گزارده شود، در زمین پراکنده شوید (و به راه خود بروید) و (روزى خود) از بخشش الهى بجویید، و خداوند را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.] اما ثروت آن‌گه که به ناصواب به کار گرفته شود یا انباشته شود، متاعی ناچیز و مایه‌ی واهی و خیالین قدرت است. پارسایان افرادی هستند که آگاهی اجتماعی دارند و در ثروت و دارایی خویش حقی برای تهی‌دستان و محرومانی قایل هستند و فقط برای رضای خدا به آن‌ها یاری می‌رسانند بدون هیچ چشمداشت بازگشت یا قدردانی از سوی آن‌ها که یاری شده‌اند.



خیرات کردن تنها در بذل و بخشش از ثروت مادی نیست. سخاوت ورزیدن در داشته‌های عقلانی، روحانی، مادی یا فیزیکی نیز ارج‌مند است. این نعمت‌ها اگر از دیگران دریغ شوند، بار هستند «طوقی بر گردن تنگ‌چشمان و فرومایگان» بیش نیست. در روایتی علوی آمده است که: «آن که مردم بیش از همه به او نیازمندند، بیش‌تر مورد رحمت خداوند است». بدین‌سان، اخلاق خدمت داوطلبانه، که یکی از ویژگی‌های شناخته‌ شده‌ی سنت اسلامی است، در الگوی عملی انصار دیده می‌شود. انصار، عنوان افتخاری ساکنان مدینه بود که به حضرت محمد و همراهان‌اش که از آزار و اذیت مکیان گریخته و به مدینه مهاجرت کرده بودند، پناه دادند.

اخلاق خود اتّکایی

سنت همواره یادآوری می‌کند که فقرا و آن‌ها که در حاشیه‌ی جامعه زندگی می‌کنند حقی اخلاقی بر گردن جامعه دارند که به آن‌ها شفقت بورزند. اما اخلاق اسلام از مشوق فرهنگ وابستگی نیست چون این کار باعث تضعیف عزت و کرامت فرد می‌شود، و حفظ کرامت انسانی به قوت در متون اسلامی آمده است. قرآن می‌گوید: «لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» (۵۳:۳۹) [براى انسان بهرهاى جز سعى و کوشش او نیست]. این تشویق به خودیاری در احادیث نبوی نیز آمده است: «آدمی بدون تلاش مدام زنده نمی‌ماند». «تلاش و کوشش از من است و تحقق و سرانجام آن به دست خداست». در نتیجه، از زمان پیامبر تأکید بیشتر بر کارهای خیر در این بوده است که به نیازمندان کمک شود تا خودکفا شوند. به عنوان مثال، روایت شده است که پیامبر ترجیح می‌داد به گدا کمک شود تا یاد بگیرد چوب و هیزم جمع‌آوری کند و آن را بفروشد تا امرار معاش کند. حضرت علی، در طی خلافت‌اش به عنوان آخرین خلیفه از خلفای چهارگانه‌ی راشدین، به راه‌اندازی یک برنامه‌ی خودیاری داوطلبانه کمک کرد که گروهی از ساکنان منطقه‌ای آن را پیشنهاد داده بودند تا قابلیت‌های آبیاری آن منطقه را بهبود دهند. او توضیح می‌داد که ترجیح می‌دهد مردم رفاه پیدا کنند نه این‌که از لحاظ اقتصادی ضعیف باقی بمانند.

اخلاق حرمت نهادن به حیات و مراقبت بهداشتی

مراقبت از بیماران و ناتوانان به اندازه‌ی مراقبت از فقرا و تهی‌دستان وظیفه‌ای است که مکرر بر آن تأکید رفته است. سلامت جسمانی، مانند دانش، نعمتی الهی است، چنان‌که قرآن می‌گوید. و قران بر قداست جان آدمی تأکید می‌ورزد و نجات دادن یک زندگی را مساوی با نجات دادن کل بشریت می‌داند. این یکی از احادیث متواتر نبوی است که: «خداوند برای هر دردی درمانی فرستاده است». المجوسی، یکی از پزشکان قرن دهم میلادی در مقدمه‌ای بر کتاب‌اش نوشته است که مردم به خاطر نعمت خرد به سعادت می‌رسند و داروهای پزشکی از محصولات چشمگیر خرد هستند. به گفته‌ی فقهای مسلمان، آموختن علم طب «واجبی کفایی» است یعنی بر همه‌ی آدمیان واجب نیست اما بر عده‌ای از مردم واجب است برای تأمین نیازهای سلامتی جامعه به آن بپردازند. با حمایت مسلمانان، علم پزشکی گام‌های بسیار بلندی برداشت. رساله‌های دانشنامه‌ای درباره‌ی پزشکی، به ویژه رسایل ابن سینا و رازی جایگاهی بسیار بلند در ادبیات پزشکی جامعه‌های فرهیخته در آسیای میانه و اروپا داشت. بیمارستان‌ها رونق داشتند. شفاخانه‌های سیار نیز که غالباً کارکنان بهداشتی زن و مرد داشتند فراوان بودند.



علم پزشکی از حمایت پژوهش‌‌های مجدانه‌ برخوردار بود. در اواخر قرن چهاردهم میلادی، هنگامی که طاعون بزرگ، یا مرگ سیاه، از راه رسید و اروپا و آسیا را فراگرفت، پزشکان مسلمان این خرافه‌ی فراگیر را طرد کردند که می‌گفت آفت طاعون عذاب و عقوبتی آسمانی است. ابن الخطیب یکی از دولتمردان و پزشکان برجسته‌ی غرناطه، فرضیه‌ی علمی مسری بودن بیماری را توضیح داد و بیان کرد که این بیماری مسری بودن‌اش به تجربه ثابت شده است. با مطالعه‌ی حسی، از طریق گزارش‌های انتقال بیماری، از طریق شیوع آن توسط افراد، از طریق آلوده شدن یک بندر سالم با ورود بیماری از یک سرزمین آلوده، و از طریق ایمنی افراد قرنطینه شده، این فرضیه به اثبات رسید. «این باید تبدیل به یک اصل شود که برهانی که از سنت گرفته شده است وقتی که در برابر شواهد حسی دچار تناقض آشکار شود، باید تغییر کند.»

اخلاق سلامت روان

اگر نگوییم بیش از آن، حداقل به همان اندازه بر سلامت روانی تأکید می‌رود زیرا حفظ سلامت روانی در زمره‌ی اصول بنیادین اخلاق اسلامی است. این اصل به طور جدی در عمل به کار گرفته می‌شد. در سال ۱۲۸۴ بخشی در بیمارستان منصوریه در قاهره برای بیماران روانی ساخته شده بود و در وقف‌نامه‌ی آن آمده است: «بیشترین توجه باید به کسانی شود که سلامت ذهنی خود را از دست داده‌اند و در نتیجه آبروی خود را از دست داده‌اند.» این اصل در سنت کاربرد وسیع‌تری داشته است. هر گونه استفاده از مواد مخدر که تداخلی با کارکرد طبیعی ذهن و روان ایجاد کند، تخطی بزرگی از اصول اخلاقی است چون منجر به از دست رفتن خود-خواسته‌ی عزت و کرامت فردی می‌شود و مانع از توانایی فرد برای ادای وظایف و تکالیف‌اش نسبت به خود، خانواده و جامعه می‌شود. «و لا تلقوا بأیدیکم الی التهلکه» (خویشتن را به دست خود به تهلکه میندازید) اندرزی است که در قرآن آمده است.

اخلاق محیط پایدار: فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی

مراقبت از محیط زیست، به جامع‌ترین معنای‌اش، وظیفه‌ای است که به خاطر مقام خلافت در آفرینش بر دوش بشر است. همه‌ی نسل‌های مردم «میراث‌داران و کارگزاران در زمین» توصیف شده‌اند، که بر منابع آن برای سود رساندن به همه‌ی موجودات زنده ولایت دارند. اسراف و تبذیر و کارهایی که باعث تباهی نظام متوازن طبیعت می‌شود، که نشانة ای از احسان خداوند است، باعث عقوبتی شدید می‌شود. پلیدکاری آدمیان همچون «کف برباد مىرود، و اما آنچه به مردمان سود مىرساند، بر روى زمین باقى مىماند» (۱۳:۱۷). بنابراین، آن‌ها که به اشکال متنوع تولید ثروت عقلانی و معنوی، فرهنگی و مادی می‌کنند مقامی بلند پیدا می‌کنند، اما تنها در صورتی که امانتی را که در اختیار آن‌ها نهاده شده است بشناسند و آن را قدر بدانند. ضایع کردن مغرورانه یا از سر حسادت دریغ داشتن آن‌چه می‌توان تولید کرد منجر به تصرف حقوق کسانی می‌شود، از جمله نسل‌های هنوز به دنیا نیامده‌، که به محصول استعداد آن‌ها نیاز هست. بدین سان، هر نسلی اخلاقاً مقید است به این‌که پس از خود یک محیط زیست کامل و پایدار از لحاظ اجتماعی و فیزیکی باقی بگذارد.

اخلاق حکومت

آن‌ها که مدیریت و اختیار منابع را برای منعفت رساندن به دیگران در دست دارند، وظیفه‌ی امانت‌داری را به عهده دارند. در اسلام شیعی، این وظیفه بر دوش امام است. به این ترتیب، سنت قوانین دینی اخلاق حکومت را بر پایه‌ی اصول امانت‌داری، صداقت، عدالت و پاسخگویی استوار می‌سازد. به عنوان مثال، متون دینی قویاً به آن دسته از شهروندان و مقاماتی که گرایش به فساد دارند در برابر تبانی برای کلاه‌برداری و فریب دیگران هشدار می‌دهد. به سرپرستان یتیم‌ها و ضعفا نیز به همان اندازه هشدار داده می‌شود که در وظایف قیمومیت خود سهل‌انگاری نکنند و از دست بردن در اموال و دارایی افراد تحت قیمومیت خویش «الا برای بهبود بخشیدن آن» منع شده‌اند. بنابراین، سنت به مدیران یک بنیاد خیریه تکلیف می‌کند که نه تنها ارزش پیکره‌ی آن را حفظ کنند بلکه جویای تقویت آن باشند و سعی در افزودن به منافع آن برای حفظ تعهدات خیرخواهانه‌ی آن داشته باشند.

تهیه شده برای شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان توسّط مؤسّسه‌ی مطالعات اسماعیلی لندن.

/ 0 نظر / 19 بازدید