روایت دیدار ناصرخسرو در کوهستان های بدخشان پذیرفتن رنج سفر و پا گذاشتن به سرزمین

پس از توقفی چند روزه در دوشنبه و اتفاقی که او را با رئیس پلیس فیض آباد افغانستان آشنا می کند، از مرز تاجیکستان وارد افغانستان می شود. از کندوز به فیض آباد می رود و رئیس پلیس را ملاقات می کند. سپس با همراهی چهارده سرباز تا منطقه جُرم می رود. اما به دلیل ناامن بودن منطقه در آن ایام، مجبور می شود بقیه راه را به تنهایی و با کمک گرفتن از راهنمایان و ساکنان منطقه طی کند تا به روستای حضرت سعید و آرامگاه ناصرخسرو برسد. او پس از دیدار آرامگاه ناصر خسرو، به کمک یک راننده محلی موفق می شود از منطقه عبور کند و خود را به فیض آباد و سپس کندوز برساند و به دوشنبه بازگردد.

اما آنچه این کتاب را خواندنی و جذاب می کند، کوشش جسورانه دکتر توکلی صابری برای رسیدن به مقصدی سخت و پر خطر است و اصرارش در ثبت تمامی این وقایع، اصراری است که می توان آن را نمونه ای قرن بیست و یکمی از «سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی» دانست.

آن گونه که تاریخ روایت می کند، ناصرخسرو در قرن پنجم هجری به قصد زیارت خانه خدا، سفری هفت ساله از مرو به سوی مکه را آغاز می کند و در طی آن از بسیاری شهرهای ایران قدیم چون قزوین، ری، خوی و تبریز عبور می کند و سپس به سرزمین شام و بیت المقدس می رود و در نهایت به زیارت خانه خدا نایل می شود. او در سفرنامه اش تلاش می کند حوادث و مسائل پیش آمده را با زبانی جذاب و ساده بیان کند. از محصولات کشاورزی تا عادات و فرهنگ های مردمان و از جذابیت های طبیعی تا آثار تاریخی سرزمین های مختلف را به تصویر می کشد. به بیانی، «سفرنامه ناصرخسرو» را می توان اثری مردم شناسانه دانست. به این معنا، تلاش توکلی صابری در «سفر دیدار» شباهتی ویژه به سفرنامه حکیم قبادیانی دارد.

او از بیان هیچ چیز فروگذار نمی کند. در دوشنبه از وضعیت نامناسب هتل ها می گوید و هزینه کرایه تاکسی، از عادات و تکیه کلام های مردمان تاجیک تا ساختمان های تاریخی و موزه ها. حتی از متداول بودن گرفتن رشوه از مسافران در اداره گذرنامه کشور تاجیکستان هم می گوید. در مسیر سفر در افغانستان هم از همه چیز و همه کس داستان هایی جالب و خواندنی روایت می کند. از راننده تاکسی که به قول او، «ابوجهل قرن بیست و یکم» است تا پسرک خیارفروشی که در کنار جاده ایستاده است و یا بازار خرفروشان و ...

دکتر توکلی صابری پیش از این کتاب «سفر بر گذشتنی» را منتشر کرد که شرح سفری است پر طول و دراز در مسیری که ناصرخسرو در قرن پنجم هجری طی کرد. این کتاب در هفتمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد به عنوان اثر برگزیده بخش مستندنگاری انتخاب شد و همچنین در سال 1393 برنده جایزه اول جشنواره سفرنامه گاری ناصرخسرو شد. او در «سفر دیدار»، نه یک سفرنامه ساده که روایتی داستانی و جذاب را باز می گوید که خواننده را به اعماق جریان زندگی در افغانستان می برد و می کوشد تصویری به دور از تعصب از فرهنگ ها و سنت های اقوام ساکن آن سرزمین ارائه دهد. تصویری که گاه با ابراز تاسف نویسنده از محرومیت انسان ها همراه می شود.
 
مثلا در جایی با دیدن جوانی برازنده که به امید به دست آوردن اندک سرمایه به بازار خرفروشان آمده، اما ناامید و دل شکسته باز می گردد، می نویسد: «دلم می شکند. این جوان رعنا در هر جای آمریکا بود اکنون با این قد و بالا و سیما می توانست بازیگر معروفی بشود و در هر کار دیگری موفق بشود. و اکنون پس از هشت روز راه پیمایی در کوه که کار آسانی نیست، می گوید سودی نکرده و ساکت در گوشه ای نشسته، بلکه کسی خرهایش را بخرد. از بین رفتن استعداد، جنایت بزرگی است...»

کتاب خوشبختانه مصور است. اما شاید نقطه ضعف این اثر را باید برخی عکس هایی دانست که نویسنده در طول سفر خود از مردمان و مناطق مختلف گرفته است. گرچه بسیاری از تصاویر، مانند عکس هایی از آرامگاه ناصرخسرو، جذاب و دیدنی هستند و گاه کم مانند، ولی اصرار او به حضور داشتن در کادر دوربین خودش، برخی از این تصویرها را به عکس های یادگاری تبدیل می کند و از جنبه های مردم شناختی و روایت گونه آن می کاهد.

پایان بخش سفر «دیدار»، یادداشتی با عنوان «سفالینه بی ارزش» است. این یادداشت در واقع نقد صریح و مستدل دکتر توکلی صابری بر کتاب «نگاهی نو به سفرنامه» تالیف فیروز منصوری است. گویا نویسنده کتاب «نگاهی تو به سفرنامه» کوشیده با استدلال ها و دلایلی «سفرنامه ناصرخسرو» را یک سره ساخته و پرداخته استعمار پیر بریتانیا بداند و سفر حکیم قبادیانی به سرزمین بیت المقدس را داستانی دروغین برای هویت بخشیدن به صهیونیسم و اسرائیل تلقی کند. نگارنده «سفر دیدار» با اتکای بر مستندات و منابع معتبر، این ادعا را مردود می شمارد. 
/ 1 نظر / 77 بازدید
تازه های سلامت مو

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم لطفا به وبلاگ من هم سر بزنید. امیدوارم موفق باشین.